مقايسه انقلاب ها-انقلاب اسلامي ايران-رابطه انقلاب و فرزندان انقلاب
اينكه مي گويند: انقلاب ها فرزندان خود را مي خورد.
آيا در مورد انقلاب اسلامي ما درست است؟ اگر نيست؟ چرا؟
به عنوان نمونه انقلابيون فرانسه و روسيه و يا ضد انقلاب ايران همه با نگرشي مادي و هدف گونه به قدرت فقط و فقط به دنبال تصاحب قدرت بودند و در اين راه از هرگونه اقدامي هرچند حذف همرزمان خود نيز دريغ نمي ورزيدند و حال آنکه در نگرش اسلامي به قدرت و انقلاب که آن را وسيله اي براي خدمت به جامعه از چارچوب وظيفه و تکليفي الهي مي نگرد ، چنين موضوعي اساساً جايگاهي نداشته و با اهداف و مباني انقلاب اسلامي در تضاد است. و اگر در مواردي نظير برخورد با منافقين و گروهکهاي ضد انقلاب برخورد فيزيکي به وجود آمد ناشي از نوع برخورد آنان در مقابل اهداف انقلاب و تلاش براي انحراف انقلاب اسلامي و اقدام به ترور انقلابيون و همکاري آشکار آنان با صدام و ساير دشمنان در جنگ تحميلي و... بود . قانوناً و منطقاً نيز صرف مبارزه اين گروهها با رژيم شاه ، نمي تواند توجيه گر جنايات و خيانت هاي آنان و يا هر فرد ديگري به کشور و انقلاب اسلامي باشد .
دکتر منوچهر محمدي از پژوهشگران و اساتيد برجسته دانشگاه و صاحب نظر در زمينه انقلاب ها ، در پاسخ به اين پرسش که « آيا انقلاب فرزندان خود را مي خورد؟» چنين بيان مي دارد : معروف است که انقلاب فرزندان خود را مي خورد. بدين ترتيب که در هر انقلابي انقلابيون يکديگر را نابود مي کنند و اين سرنوشت محتومي است که براي هر انقلابي وجود دارد و بايد منتظر چنين روزي بود. استناد به اين مثل معروف بيشتر ناظر به سرنوشتي است که همه ي انقلابيون و به ويژه رهبران انقلابي در انقلاب هاي فرانسه و روسيه دچار آن شدند. مطالعات و بررسي هاي ما هم واقعيت اين امر را در تاريخ انقلاب اين دو کشور نشان داده و ثابت مي کند. بدين ترتيب که هنوز ده سال از پيروزي انقلاب اين دو کشور نگذشته بود که تقريباً همه ي رهبران شناخته شده انقلابي دچار چنان اختلافاتي شدند که راهي جز حذف يکديگر، نه تنها از صحنه ي سياست و انقلاب، بلکه از صحنه ي روزگار نمي ديدند.
در انقلاب فرانسه تيغ گيوتين هر روزه آماده ي بريدن سر تعدادي از رهبران انقلابي بود و حتي کساني که تا روز قبل در اوج قدرت و حاکميت بودند، روز بعد به تيغ گيوتين سپرده مي شدند. به خصوص در دوران ترور و وحشت، قتل عام فرزندان انقلاب بدون تبعيض امري عادي و پذيرفته شده بود.
در انقلاب روسيه نيز وضعي مشابه حاکم بود و رهبران انقلاب آن چنان به جان هم افتادند که هم زمينه را براي صعود استالين به ديکتاتوري مطلقه فراهم کردند و هم به موازات آن گور خود را کندند. اگر چه در دوران ده ساله ي اول بعد از پيروزي انقلاب قتل عام مشابه انقلاب فرانسه صورت نگرفت و آن هم به خاطر حضور رهبري بلامعارض لنين در پنج سال اول و عدم توانايي رهبران باقي مانده ي انقلاب بود که چنين چيزي صورت نگرفت، ولي به محض برقراري حاکميت مطلقه ي استالين با تشکيل دادگاه هاي فرمايشي و ايجاد اردوگاه هاي کار اجباري به ويژه در سيبري قتل عام هاي زيادي صورت گرفت و تعداد زيادي از رهبران انقلاب يکي پس از ديگري به جوخه ي اعدام سپرده شده يا ترور گرديدند.
در انقلاب اسلامي بسياري از رهبران انقلاب به شهادت رسيدند يا مورد سوي قصد قرار گرفتند، ولي اين شهادت ها و سوي قصدها نه توسط انقلابيون، بلکه توسط ضد انقلاب صورت گرفت. از روز پيروزي انقلاب اسلامي گروه هاي مخالف با انقلاب که نه نقشي در پيروزي انقلاب داشتند و نه پايگاه چنداني در ميان توده هاي مردم انقلابي، وقتي از تحصيل قدرت به طريق مبارزه ي سياسي و مردمي مأيوس شدند، دست به کشتار بي رحمانه ي رهبران انقلابي و حتي مردم عادي معتقد به انقلاب زدند و براي خود ننگي ابدي در تاريخ انقلاب کشور ما بر جاي گذاردند.
شهادت آيت الله مطهري، دکتر بهشتي، رجايي، باهنر و ائمه ي جمعه و جماعات از جمله شهداي محراب، هم چون آيت الله مدني، دستغيب، صدوقي، اشرفي اصفهاني و شهادت هفتاد و دو تن در فاجعه ي انفجار دفتر مرکزي حزب جمهوري اسلامي را مي توان از نمونه خساراتي دانست که بر کادر رهبري انقلاب اسلامي وارد آمده است. در حالي که در دو انقلاب فرانسه و روسيه، ضد انقلاب جايي براي عرض اندام و اظهار وجود نداشت و اغلب در آغاز حرکت قلع و قمع شده بود، در انقلاب اسلامي آن چنان فرصت و ميداني به آن ها داده شد که توانستند سازماندهي کرده و خسارات عظيم جاني و مالي وارد آورند. البته نهايتاً به دامان بيگانه و دشمن پناه بردند و نه تنها از نظر سياسي ديگر پايگاهي در داخل کشور ندارند، بلکه در اثر حماقت هاي کادر رهبري و فريب آن ها، خود را به پرتگاه هلاکت افکندند.
اين که چرا در انقلاب اسلامي آن چه در انقلاب فرانسه و روسيه اتفاق افتاد، صورت نگرفت مديون همان عوامل متعددي است نظير حضور بي چون و چراي رهبري ارزشمند انقلاب، تقواي اسلامي و خدا ترسي اکثر رهبران انقلاب جلوي رشد و توسعه ي چنين توطئه ها و برنامه هايي را گرفته بود. در حقيقت اگر براي انقلاب فرانسه و روسيه عبارت معروف «انقلاب فرزندان خود را مي خورد» با شواهد تاريخي صادق مي باشد، در انقلاب اسلامي بايد گفت که «ضد انقلاب فرزندان خود را مي خورد».
+ نوشته شده در دوشنبه یکم خرداد ۱۳۹۱ ساعت 0:51 توسط علیرضازارعی
|